2012/10/28

به تو می اندیشم،به خود می نگرم!

این روزا هرچی هستن عجیبن نه خوش میگذرن نه بد فقط کش میان و منم نمیدونم چجوری به دور از عادت زشت بچگیم یعنی استرس پرش کنم.بیدار میشم لیوان چایم رو از بهترین محلولی که طعم گند صب رو خوشایند میکنه پر میکنم،لیوانم رو پر میکنم و تو اینجایی درست تو ذهن من،بی توجه به مقدار شیرینیه چایی شیرم اون رو سر می کشم تو هنوزم که هنوزه اینجایی درست تو ذهن من.بی توجه به سرمایی که جدیدن مهمون بوداپست شده حولم رو بر می دارم و خودم رو مثل هر روز گول میزنم که یه دوش فکرت رو آزاد میکنه اما تو بازم اینجایی تو ذهنه من درست مثل هر روز.آماده میشم و آراسته با دوست صمیمیم یعنی هدفونم از خونه میزنم بیرون و تو باز هم اینجایی در پس لحظه لحظه های هر ورسی از آهنگهای آناتما و درست اینجا!توی ذهن من.میام خونه کوله پشتیمو یور پرت میکنم چکمه هم رو یور دیگه،وسط حال درست جای دیروزیشون انگار دیگه جزئی از دکور خونه محسوب میشن.روی تختم نشستم نمیدونم با دستام چی کار کنم گاهی گرشون میکنم تو هم،گاهی میزارمشون کنارم و گاهی میزارمشون زیر چونم و فکر میکنم،فکر میکنم که چجوری رسیدم به اینجا، که چجوری خودمو رسوندم به اینجا و باز هم آخرین چیز تویی که تو ذهنم تاب میخوری.
اگه یه روزی،یه جایی،یه دختری دیدی که پیرهن مردونه پوشیده با ساق مشکی و چکمه های قهوه ای موهاشو بی نظم بالای سرش جم کرده و فقط یکم آرایش کرده و تنها چیزی که به صورتش رنگ داده روژ قرمزو براقشه،یه هدفون تو گوششه و به یه جا خیره شده،بدون قطعا داره به پایان قصش فک میکنه و به یکی فک میکونه و چایی شیر صبحشم تازه خورده.


2012/10/05

it is my decision to get clean!!!

تصمیم گرفتم،تصمیم گرفتم در جواب تمامیه دوستت دارم ها به یک منم همینطور و یه لبخند کوتاه اکتفا کنم اگر غیر این صورت باشه برای من در برابر طرف مقابلم مسؤولیت میاره.اما باور کن حاضرم هزاران بار تو دلم پیش دستی کنم تو گفتنه این دوست دارمه.
دوستت دارم