2013/07/31

I call it a dream you never planed for me!

مي گماچقد خوب مى شد اگه يه شب ازين شبا كه من نشستم و دارم چه مى دونم درس مى خونم يا اصن جدول حل مى كنم دست از كار بكشى آروم بياى كنارم اتودُ از دستم جدا كنى و با يه بوس از رو پيشونيم سوپرايزم كنى!بعدشم بگى پاشو پاشو بپوش بريم يه دورى بزنيم يه بستنى بخوريم و يكم حرف بزنيم منم مثه فنر از جام كنده شم لباس مورد علاقت و بپوشم با همون آرايش هميشگيم دستمُ بزارم تو دستات و از خونه بزنيم بيرون!او تو آروم شرو كنى يكى يكى از روز اول آشناييمون بهترين خاطراتمونُ بگى،دوس دارم هى وسطاش بهم بگى كه دوسم دارىُ اين لحظه ها رو با هيچى عوض نمى كنى منم در حالى كه قند تو دلم آب مى كنن دستاتُ محكم تر فشار بدم!دوس دارم مدام باهام شوخى كنى و درحالى كه من تظاهر به ناراحتى مى كنم و يه اخمِ كوچولو رو پيشونيمه با مهربونى لوسم كنى!دوس دارم با صبر از آينده اى كه منتظر من و تواه بگى و حسابى اين دلم و كه هميشه ى خدا نگرانه رو آروم كنى!من شايد نتونم هميشه خوب باشم اما بهت قول مى دم هميشه اندازه روز اول دوسِت داشته باشم!هميشه همون قد با عشق وقتى كه خوابى نيگات كنم!تو يكم به من وقت بده تا در حد خودم دنيا رو برات زير و رو كنم!!!اما چه فايده نه تو دست از كارت مى كشى و منُ به يه بستنى دعوت مى كنى نه من تا حالا ديدم همه چى مثه كتاب داستان بچه ها خوب تموم شه!!!

2013/07/16

تا من بديدم روى تو.....

نمى دونم چرا اما دوس دارم همين جورى بنويسم!اين استرس لعنتى خودِ خودِ سرطانه درست ريشه مى دوونه و نا اميد مى كنه و من مدام هر روز و هر روز فكرم حول يه محور مى گرده كه ميون اين همه حول و حراس رنگ و وارنگ تو ديگه از كجا جوونه زدى؟!واسه چى اوومدى تو كه بالاخره قرار بود يه روز برى!تو كه مى دونستى اين ريشه ها تو خاك بمون نيستن!من كه بهت گفته بودم من برام عينه مردن اگه يه عزيز رو به هر نحوى دوباره از دست بدم!!من به دسات به چشم يه دريچه به قلبت نيگا كردم اما خوب آدما فرق دارن،من شك دارم كه تو حتا به خودمم نگاه كرده باشى!چه روزايى با خودم كلنجار رفتم كه كمتر دوسِت داشته باشم اما تا چشمام به تك تكِ اجزاى صورتت مى افتاد عاجزانه به خودم مى گفتم همين يه بار،همين يه بار رو باهاش خوب تا مى كنم و مى بوسمش عاشقانه ى عاشقانه!در كنار تو منِ مغرور تبديل مى شدم به ضعيف النفس ترين موجود زنده ى دنيا!ببينم راستى چشاتو به من قرض مى دى؟!هميشه دوش داشتم بدونم من ُ چه جورى مى بينن!چرا هميشه من خواستم و تو نه، دِ مرد باش و جواب بده يادگارى كه دراين گنبد دوار بماند!!!!

2013/07/09

There,there,there is a light over there!

شدم مثه يه شمع،تمام زندگيم شده بازيچه ى دست يه باد بازيگوش!گاهى مى وزه و تا آستانه ى خاموشى مى بره اما گاهيم خيلى بزرگوارانه اجازه مى ده تا كم كم خودم بسوزم و تموم شم!اين باد سركشِ بازيگوش كه حياتُ مماتم دستشه شايد خطر خيلى جدى برا من محصوب بشه،اما هر چى هس مى خوام باشه،بوزه!كوتاه مى نويسم وجودش ريسك پذير ترين اتفاق زندگيه منه!