2012/04/15

2nd Repost

اونایی که وقتی می خوان صداتون کنن اسم یه عده آشنا و غریبه رو ردیف می کنن تا به اسم شما برسن
اونایی که نصفه شب بی‌سیگار می‌مونن می‌زنن می‌رن تا کارگر جنوبی از اون بابایی که... سیگار چیده جلوش یه پاکت بهمن کوچیک بگیرن
اونایی که می‌رن راه آهن سوار اولین قطاری می‌شن که راه می‌افته و با اولین قطار برگشت برمی‌گردن که فقط تو قطار باشن و توی راه روهاش وایستند و باد بزنه به صورتشون
اونایی که وقتی دارین خاطره تعریف می‌کنین خاطره‌ای که خود اون آدما یه پای داستان بودن رو اصلا یادشون نمی‌یاد و الکی سر تکون می‌دند که یادشونه ,خیلی خوب یادشونه
اونایی که می زنن می‌رن کوه، به جای اینک‌ه برن سر کار راه کج می کنن برن کوه
اونایی که وقتی دارن توی پیاده‌روهای ولیعصر راه می‌رن مواظبن پاشون نره رو خطا
اونایی که از ساندویچ کثیفا بلدن سُس بدزدن...
اونایی که قبل هر شماره‌ای که می‌خوان بگیره یه شماره رو همیشه اشتباه می‌گیرن
اونایی که سربه سر پیرمردهای توی پارک می زارن یاد جونی هاشون بیفتن
اونایی که اولین پیک عرق رو می‌زنن به سلامتی سفرکرده‌ها
اونایی که یه آرشیو آهنگ دارن که هیچ‌کس ازش خبر نداره، ریختن تو ام پی تری پلیرشون گوش می‌کنن شبا تا بخوابن
اونایی که تو اتوبوس می‌رن سمت پنچره می‌شینن...
اونایی که زیره کتابا خط می‌کشن و گوشه کنارش نشانه می‌زارن که یه روز با صدای بلند برای کسی بجز دیوار بخونن
اونایی که دارن کار خونه می‌کنن پیاز سرخ می‌کنن ظرف می‌شورن یه آهنگی رو همیشه با سوت می‌زنن
اونایی که بدون اینکه پلک بزنن می‌رن تو پستوی آشپزخونه تو تاریکی می‌شینن اشک می‌ریزن
اینا، اینا رو نذارین برن، اگه برن به ....... میرن

No comments: